روح انگیز میرزایی

 

روح انگیز میرزایی یکی طلایه داران زنان هنرمند تالش است که در حفظ فرهنگ وزبان وهنر مردم تالش وسرزمین گیلان با آوازهای روح بخش خود در وصف طبیعت ومرام مردان وزنان ودختران تالش با نوای نی در غم فراغ دلبند ،حقیقتا روح انگیز دلها در غم وشادی مردم پاکیزه خوی تالش بود وامروز اگرچه از مردم تالش وسرزمین مادری دور است ولی همچنان پرچم دارحفظ فرهنگ واصالت مردم کشورش وگیلان بویژه قوم تالش در خارج از کشور است وهم چنان دلش مالامال از عشق به میهن به ایران به مردم گیلان به ویژه تالشان است .او با ترانه های تالشی وگیلکی دوست داشتنی خود ، حلقه اتصالی بین تالش وگیلک بود.
روح انگیز میرزایی در ماسال ازیک خانواده ای تالشی فرهنگی هنردوست چشم به سرزمینی گشود که مردمانش آوازه پاکی وهنر وتلاشند .اودر سال ۱۳۴۹ کار هنری اش را در رادیو و تلویزیون گیلان شروع کرد او اولین بانویی بود که به زبان تالشی در تلویزیون خوانده است. در ایران و بویژه در گیلان مشهور شد. زیبایی چهره و صدای خوش و نوآوری در ترانه های محلی از او چهره ای محبوب در گیلان ساخته بود و همین او را “نازنین دختر گیلان” کرد.تا زمانی که از ایران خارج شود ۳۴ کار ثبت شده داشت.
در سال ۱۳۵۴ پس از ۵سال کار هنری درخشان با همسرش محمد جعفری برای ادامه تحصیل به گوتنبرگ سوئد رفت و همچنان در آن جا زندگی می کند. چهار فرزند دارند که همگی هنرمندند.


روح انگیز در دانشگاه گوتنبرگ زبان خواند و بعد مربی کودک شد و مهدکودکی باز کرد که بعدها در تمام سوئد از آن الگوبرداری شد. در حال حاضر معلم است و بخشی از تدریس او را ادبیات کودکان و نوجوانان تشکیل می دهد.و اولین کسی است که رسماً مقام تالش و چهار ترانه شناخته شده اش به زبان تالشی را (تارا تارا -شیشه قلیون -هلای هلای -شنگه یار ) رادر فرانسه ثبت ,به موسیقی ملی ایرانی پیوند زد
اولین رادیو در معرفی فرهنگ ایران وگیلان وتالش را با نام رادیو مهر با همسرش در سوئد راه اندازی کرد. از زمانی که ایرانی ها در سوئد بیشتر شدند، در رادیو و تلویزیون و در کنسرت هاوس سوئد برنامه اجرا می کرد.در سال ۲۰۰۵ اولین سی دی جدیدش را به نام “ولگه نار”(گل انار) و بعد “نازنین دختر گیلان” رادروصف رابطه ی دختر گیلان با طبیعت گیلان منتشر کرد که بازخوانی ۱۲ آهنگ قدیمی اش است.
او ایران را جان وخانه خود میداند چندین باربه ایران آمده ودر مراسم بزرگداشت زنده یاد عاشورپور ومعرفی کتاب پیشگامان گیلان در سخنرانی در حفظ زبان مادری میگوید :زبان فارسی زبان مشترک همه ماست که بچه هایمان آن را در مدرسه بخوبی فرا میگیرند ولی زیبایی اش این است که در خانه زبان های مادری خودمان را حفظ کنیم.
روح انگیز علاوه بر تالشی به ربان گیلکی وفارسی هم دهها ترانه دارد واز آوازهایش از شعرهای شیون فومنی ،شاملو،فریدون مشیری،فروغ ،مولانا وحافظ و خیام استفاده میکند
روح انگیز هم اینک در کانادا و سوئد، آلمان، فرانسه و لهستان و..کنسرت دارد . در لهستان در جشنواره جهانی موسیقی جایزه بهترین اجرا به او اهدا شد.
روح انگیز برای میانسالان امروز تالش ها پراز خاطره است ، یاد آورسالهایی با شورجوانی وعشق وشادی است .اوگرچه امروز ازما دوراست اما یاد او وترانه هایش فراموش نشدنی است هنوز زنان تالش در مزارع وباغ های چای ترانه های روح انگیز رادرزمان کار زمزمه میکنند تا خستگی های کار را احساس ننمایند .امید آن را داریم که اوهمچنان بتواند به کارفرهنگی خود با نیروی فراوان ادامه دهد وبار دیگرصدای خود صدای تالش ، رادیوی تالش رادر قلب اروپا به صدادرآورد.


منبع: سایت تالشستان

انوش ناریابی

 

شریف: لطفاَ به صورت مختصر خودتان را معرفی نمایید.

انوش ناریابی هستم، متولد 1332  روستای پُشتیر صادره از صومعه سرا، 60 سال سن دارم، متأهل هستم. دارای3 فرزند، 2پسر و 1 دختر می باشم.

شریف: در کجا و تا چه مقطعی به تحصیل پرداخته اید؟

دیپلم نظام قدیم دارم. مقطع ابتدایی را در روستای «سِه سار» و «پُشتیر» و سیکل اول را در گوراب زرمیخ و دوره ی متوسطه را در فومن و رشت طی کردم.

شریف: به صورت کلی درباره ی فعالیت های فرهنگی ـ هنری خودتان توضیح بدهید.

ابتدا در برنامه ی «فرهنگ مردم» کنار استاد محمد بشری در سال 1354 فولکلورهای مناطق فومنات و گسکرات صومعه سرا را جمع آوری می کردم. در این راستا با شعر آشنا شدم و به زبان های فارسی، تالشی و گیلکی شعر می سرایم و مجموعه ای از سرودهایم را در تهران با آقای رضوان طلب در حال کار می باشم  و تعدادی از آثارم در ویژه تالشی ها و تالش شناسی آقای شهرام آزموده به چاپ رسید. چند سرود در صدای و سیمای مرکز گیلان ساخته ام که توسط خوانندگان از جمله غفار کشاورز به اجرا درآمده است. چند سرود نیز برای آقای عمران کلرمی با آهنگسازی آقای رضاپور ساخته ام و سرودی دیگر را نیز برای ایشان در فیلم «در چشم باد» سرودم که اجرا نموده است. در محافل ادبی قزوین، رشت، تهران و در برنامه سالگرد امام خمینی(ره) در صدا و سیما حضور پیدا کرده ام. مدیر اجرایی برنامه های گردشگری فومنات و مدیر تولید ساخت فیلم معین الرعایا هستم. با هفته نامه قزوین، ماهنامه ی تالش، ماهنامه ی منشور دانش تهران، ماهنامه ی سرزمین نوروز، دوهفته نامه ی شریف، فومنات، چهار دی و .... همکاری دارم. در حال حاضر عضو انجمن شعر و ادب فومن، عضو بسیج هنرمندان فومن در کنار آقای حسن زاده مسئول موسیقی فومن هستم.

شریف: به عنوان یک شاعر چه تعریفی از شعر ارائه می دهید؟

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در یکی از سخنانش می فرماید: «گاهی یک بیت شعر گویاتر از چند ساعت سخن گفتن است». شعر زبان مردم است، شعر زبانی است در قالب ادبیات با دستورات خودش. به نظرم در عین سادگی باید قابل درک باشد. مخاطب با یک بار خواندن، شاعر را پیدا و دردهای اجتماعی را بیان کند. نباید انبوهی از کلمات یا واژگان جدید(ترکیبی) در قالب معجونی آرایش نشده با حشویات فراوان به قلم کشیده شود. نباید سادگی را فراموش کند. آثار شاعران، آن ها را زنده نگه می دارند. یکی از افتخارات دوران هنری من سرودن شعر تالشی به زبان مادری ام می باشد. متأسفانه امروزه شعر بدون مرز از معنای خودش دور می شود. به طور کلی شعر زبان ادب است و شاعر در نظمی، تاریخ عصرش را در سفره ی زمین با زبان گفتار نقاشی می کند و شهامت ایستادن را به جامعه ایثار می کند. شعر چشمی اشت که رنگ را بی ریا می بیند و در چشمه ی دل به صورت زلال و پاک درمی آید و جاری می شود . شاعر باید آنقدر قدرت بینایی داشته باشد تا در محیطی تاریک گمشده ی خود را پیدا کند تا شب روشنی در پیش داشته باشد. نباید سرزده از مدار خارج شود. شاعر شدن تواضع و درویشی می خواهد تا با ایثار و صداقت در مقابل فرهنگ عامه زانو بزنی. حتی اگر شده اشعار خودمان را بر روی سنگ مزارها بنویسیم تا در تاریخ، زبان مان تبت و ضبط گردد.

شریف: چه تفاوتی بین شعر تالشی دیروز و امروز مشاهده می کنید؟

شعر تالشی ابتدا با ترانه و دوبیتی شروع شده و در کنار طبیعت و موسیقی بومی ما زندگی کرده است. بعدها به غزل رسیده و امروز به صورت سپید و «هسَه شعر» درآمده است که بعضی دوستان در اشعار خود اصول قالب ها را رعایت نمی کنند طوری که دوستان می خواهند تمامی لغات از یاد رفته زبان تالشی را در شعر بیاورند، به این خاطر شعر را سپید یا حماسی می کنند و آنقدر لغات ترکیبی جدیدی بر شعر اضافه کرده اند که به صورت طوماری از واژه های گنگ و ناپیدا در آمده است تا جایی که خواننده موضوع اصلی یعنی شعر را فراموش می کند. قطعات زیادی گفته ایم ولی من راضی نیستم. هنوز غزل های تالشی سیراب نشده است، هنوز زیبایی های دوبیتی ها را تمام نکرده ایم، هنوز واژه ها را در غزل ها جا نداده ایم، هنوز ترانه ی مادری تکمیل نشده است، خط نوشتاری نداریم. باید بیاییم با مطالعه و تأملی بیشتر با نوع و قالب های شعری آشنا شویم و و اصول آن ها را رعایت و نیاز جامعه را در اشعارخود بیان کنیم. یکی از پیرمردهای روستای «زیده» در پنج دهه ی پیش می گفت: «نسیم شمال را با اسب می بردم ماسوله، در راه برای من شعر می خواند، آن چه در جافظه اش بود با رعایت ردیف و قافیه می خواند» به نظر من شاعر قهرمان زبان است که باید بار سنگین چالش های ادبی را با یاری اساتید کاهش دهد.

شریف: نقاط ضعف و قوت شعر تالشی امروز را به خصوص در محل زندگی تان(فومنات) در چه می بینید؟

ارتباط تالشان با گیلکان در شعر بی تأثیر نیست. در منطقه ی فومنات اشعار تالشی بیشتر به موسیقی وابسته است. حدود 25 سالی است که شعر تالشی در فومن قوت گرفته و با غزل، شعر نیمایی، شعر کوتاه و سپید جان تازه ای گرفته است. امیدوارم اندیشمردان منطقه شعر حماسی را با شعر نیمایی اشتباه نگرفته باشند. گاه موضوع اشعار در حد نصایح و پیام بوده و کارشناسی نشده است و این عوامل سرعت تاریخ شعری منطقه را کند می کند. به نظر من برای ارتقاء شعر تالشی باید بیشتر خواند و نوشت. در کنار شعر محلی باید ترجمه باشد تا مسیرکار معین باشد و برای این کار نیازمند به مراجعه به منابع است. خوشبختانه در دو دهه ی اخیر منابع خوبی برای تالش منتشر شده است. نمی خواهم تعریف کنم  ولی در ماسال و شاندرمن و اکناف فعالیت های ادبی ـ هنری پیشرفت بیشتری داشته است؛ چون پیوسته راه می روند ولی اینجا باید به تنهایی حرکت کرد. این امر به نظرم نرسیدن اطلاعات لازم و تحولات دوزبانه بودن منطقه را نشان می دهد. مشوقین کمتری پیدا می شوند و همه حالت دفاع دارند و اگر جنگی باشد برای بقا می جنگند نه زبان. برای رفع مشکلات باید درمان را بدون ضعف تزریق کرد.

شریف: چه صحبت و پیامی برای خوانندگان شریف دارید؟

حرف های ناگفتنی زیاد است. امیدوارم با داشتن چندین هفته نامه و ماهنامه برای تالش به موضوع ادبیات تالشی به صورت کارشناسانه نگاه کنیم، اهل قلم باشیم و زبان ترویج و تشویق را سرلوحه ی کارهای خودمان قرار بدهیم. ادعا را کنار بگذاریم. برای کودکان داستان تالشی بسازیم. کارهای دیگران را به نام این و آن ننویسیم. صادقانه حرف بزنیم. در محافل ادبی نقد منصفانه داشته باشیم و شخصیت طرف مقابل را نقد نکنیم و به سرکوب کردن همدیگر نپردازیم.

شریف: نظر شما درباره ی نشریه ی شریف به خصوص صفحه ی ادبیات تالشی (تالشـَه لیوَه) چیست؟

با توجه به جمعیتی که قوم تالش در ایران از رودبار تا آستارا دارد، تعداد نشریات و خبررسانی ها محدود می باشد. با این وجود داشتن نشریه ی شریف برای ما نعمتی است ولی تنها کافی نیست. زحمات آقای«اسدنیا» ستودنی است. ایشان در چهار دی و فومنات نیز زحمات زیادی کشیدند و در نشریه نسیم تالش در تهران نیز همراه تالشان بودند و همچنین خرسندیم که آقای «سید مومن منفرد» صفحه ی ادبی و شعر تالشی را در اختیار دارند. بدون اغراق از ایشان تقدیر و تشکر فراوان دارم. به نظرم امروز باید بستر ادبی برای جوانانی مثل ایشان باز باشد و باید به تحصیلات در زمینه ی ادبی در تالش بها داده شود. کاش رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه ها هم نسبت به جمعیت سرانه ی تالش برنامه ریزی مدونی می داشتند. در هر صورت در حال حاضر امید ما به همین صفحه است. این حرف من نیست بلکه نظر تمام شاعران و اهل قلم منطقه نیز می باشد.

شریف: از شما تشکر می کنم که با حوصله ی فراوان به سؤالات ما پاسخ گفتید.

من هم از شما ممنون و متشکرم و دست همه ی زحمتکشان نشریه ی وزین شریف را می فشارم و به آن ها خسته نباشید می گویم.

 

نمونه اي از سروده هاي ناريابي:

        «گَرمَه وا»

غرسَه غرسِه دِرییَه گَرمَه وا

بَرکَرˇ فوکَ، غَزری نَه، رَک دَکرˇ

چوملیزَنَه، پِچَم بَرˇ

خشکَه خالون، رَموشی سینَه پِکَرˇ

دَچاکنˇ، گیلَه کَه، نالاجی

پِلَم بَرˇ

غرسَه غرسِه دِرییَه جَنگَلی نَه

خشکَ لیوی بری نَه، کول آنَه

بَرَسون بیگرˇ

لاسی نَه لاس بیگینˇ

آتَشی ناَجَه بنش، وَشتَنی نَه، وییَری

چتَم بَرˇ

غرسَه غرسِه دِرییَه، فو بکَرˇ، آسمونی کَش آگِرˇ

دَس آنَه دَریا فیچی، سَرَ لا دَلَم هَرˇ

کورَه چِم کا دَپشˇ، زخاری نَه

کولَ پِشتون کو نشˇ

اشتَن دیلی دَکَر قَسَم هَرˇ

غرسَه غرسِه دِرییَه

هَر چی خا

پیش دَکَرˇ

سیا نال، بَلَتون، گر وَزˇ، بجارَه سَر

بی کسونَه، ستَم کَرˇ، چِمَ رَس دِه ویلَکˇ

نِه وینˇ، نِه آزونو، نِه غَم هرˇ

 

منبع: نشریه ی شریف

اهنگ تالشی

 

اهنگی تالشی با صدای استاد عمران کلرمی  

 

دانلود اهنگ 

 

عمران کلرمی

 

 

عمران کلرمی ...

 

وی فعالیت های هنری خود را از خوانندگی در گروههای مختلف در سطح استان

 

شرکت در جشنواره های مختلف در سطح کشور

 

شرکت در سومین جشنواره موسیقی دفاع مقدس 1374 اصفهان

 

اجرای موسیقی در داخل استان در سالهای 1374 تا 1379

 

خوانندگی در صدا و سیمای گیلان

 

اجرای زنده در سالن  12 هزار نفری آزادی تهران و سالن کانون پرورش فکری تهران 1379

 

شرکت در جشنواره بین المللی سراج خراسان و نفر برگزیده همین جشنواره

 

شروع فعالیت هنری  از سال 1356

 

گذراندن آموزش ردیف  آوازی  نزد  اساتیدی چون :

 

فرهاد رضا پور و برگرفته از نوارهای کاست

 

 آواز های استاد شجریان همکاری در خوانندگی  با گروههای :  

 

عشاق  گیلان – صدا و سیما – شورانگیز انزلی - گروه سارنگ فومن – هامون –

 

اجرای کنسرت در داخل و خارج از استان:  

 

ماسوله  - خشک بیجار – دانشگاه کشاورزی رشت –

 

استادیوم آزادی  تهران – کانون پرورش  فکری کودکان و نوجوانان گیلان –

 

فرهنگسرای  ارسباران – لرستان و...

 

 و ایفای نقش و اوازه خوانی در سریال در چشم باد 

 

 منبع : www.artguilan.ir

 

عکاسان تالش "شهاب گلچین"

 
شباب گلچین هنرمند توانمند و عکاس کانون عکاسان تالش
 
مدال طلای جشنواره xpa شانگلیلا چین را برای جامعه هنری ایران  
 
به ارمغان آورد.
 
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛
 
به نقل از  مریان خبر ،
 
شباب گلچین هنرمند توانمند و عکاس کانون عکاسان تالش توانست
 
مدال طلای جشنواره xpa شانگلیلا در کشور چین برای مجموعه عکاسی مستند
 
از مدارس تالش برای جامعه هنری ایران اسلامی به ارمغان آورد.
 
این هنرمند در جشنواره های ملی و بین المللی متعددی شرکت و عناوین و
 
افتخارات زیادی را برای ایران اسلامی کسب کرده است .
 
در رشته عکاسی کسب مدال طلای مسابقات جهانی رومانی ،
 
کسب مدال طلای مسابقات جهانی روسیه در سال 2009 ،
 
کسب دو مدال طلای مسابقات جهانی ایتالیا در سال 2009 ،
 
کسب مدال طلای مسابقات جهانی اوکراین ،
 
کسب جایزه ویژه یونسکو در سال های 1999 – 2002
 
در بین کشورهای آسیا و اقیانوسیه و
 
مدال طلای جشنواره عکاسی کشور چکاز جمله عناوین برتر و افتخاراتی کارنامه
 
هنری این هنرمند جوان تالشی است .
 
مجموعه عکسهای محمد( شباب) گلچین
 
در جشنواره xpa شانگلیلا چین که توسط یونسکو با نام جایزه عکس بشریت
 
برگزار شد در بین ۱۹۰۰۰ هزار مجموعه عکس از ۱۵۵ کشور جهان مقام برتر را
 
کسب کرد.
 
 
منبع : شبکه اطلاع رسانی راه دانا
 
 

بیوگرافی استاد قسمت خانی

 

بیوگرافی اوازه خان بزرگ تالش استاد قسمت خانی

 

 

 

قسمت خانی در سال ۱۳۲۳ در شهرستان تالش گیلان به دنیا آمد. خنیاگر ‌و آوازه‌خوان منطقه تالش تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان خواننده ترانه‌ها و نغمه‌های منطقه خود شهرت داشت.

اما بعد از انقلاب و  و نخستین بار توسط جهانگیر نصری اشرفی، فرهنگ پِِژوه به جامعه موسیقی شناسانده شد و مجموعه‌ای از آوازهای او در آلبومی از سوی انجمن موسیقی ایران منتشر شد.

سپس در مجموعه برنامه‌های جشنواره موسیقی فجر و به خصوص جشنواره موسیقی نواحی کرمان به جامعه هنری بیشتر شناسانده شد.

قرار گرفتن در حلقه ی 36 استاد برتر موسیقی نواحی ایران - کرمان در سال 1383، حضور در جشنواره  موسیقی فجر 1385، اجرا در جشنواره « آواهای روحانی زمین » فرانسه 1386 و کسب مقام نخست آواز نواحی ایران - جشنواره سراج خراسان 1387 و اجرا در جشنواره بزرگ فرهنگ ایران - بلاروس - 1390  از جمله توفیق‌های این هنرمند به شمار می‌رود.

صدای خانی چپ کوک است و ظرفیت  و قابلیت‌های فراوانی دارد و آلبوم‌های تصویری دویر آویر و آفتاو پرمه 1391و نیز مشن مشن از جمله آثاری است که از این هنرمند بر جای مانده است.

او روز یکشنبه 26 آبان ماه 1392 بعد از یک دوره طولانی بیماری در روستای «سکام» از توابع رضوان شهر درگذشت.

 

 

لینک تماشای کلیپ

 

 

مجید تالش مجیدی

 

 

مجید تالش مجیدی


‎مجیدی در ۲۸ فروردین ۱۳۳۸ به دنیا آمد

.وی پس از دریافت مدرک دیپلم تحصیلاتش را در زمینهٔ هنرهای زیبا ادامه داد.

مجیدی فعالیت هنری‌اش را قبل از انقلاب اسلامی ایران در عرصهٔ تئاتر آغاز کرد.اولین اجرای وی در تئاتر شهرتهران،

نقشی در نمایش «نهضت حروفیه» به کارگردانی داوود دانشور بود.سپس در سال‌های دههٔ ۶۰ و ۷۰ هجری شمسی به تجربه‌هایی در زمینهٔ بازیگری در سینما دست زد.

او در فیلم بایکوتساختهٔ محسن مخملباف در نقش یک کمونیست سرخورده،

در فیلم تیرباران در نقش شهید سید علی اندرزگو، و در فیلم دو چشم بی‌سو در نقش یک معلم توده‌ای نقش ایفا کرد.

او نامزد جایزه طلایی جایزه ستلایت برای فیلم باران در سال ۲۰۰۱ شد. در سال‌های بعد مجیدی به کارگردانی روی آورد.

اولین فیلم‌های مجیدی چند فیلم کوتاه بودند، و اولین فیلم بلند وی به نام بدوک در سال ۱۳۷۰ برنده جایزهٔ جشنواره فجر شد.

مجیدی تا پایان سال ۲۰۰۶ میلادی، تنها کارگردان ایرانی بوده که فیلمی از او نامزد دریافت جایزه اسکار شده است.

بچه های آسمان به عنوان یکی از پنج نامزد بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۱۹۹۸ شده بود. هم‌چنین او دوبار برندهٔ جایزهٔ بهترین فیلم و جایزه کلیسای جهانی در جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال شده که در تاریخ از جشنواره بی‌سابقه بوده‌است.

مجیدی برای فیلم پدر تقدیر نامه فیلم برتر را از چهاردهمین جشنواره فیلم لندن را نیز کسب کرده است.

همچنین مجیدی جایزه ویژه هیئت ملی بازبینی فیلم را برای فیلم آواز گنجشک‌ها در سال ۲۰۰۹ به دست آورد و نامزد خرس طلایی جشنواره بین المللی فیلم برلین برای همین فیلم آواز گنجشک‌ها در سال ۲۰۰۸ شد.

مجیدی هم‌چنین در حوزهٔ اندیشه و هنر اسلامی و حوزهٔ هنری سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان بازیگر هم‌کاری کرده‌است.

از او به غیر از فیلمنامه‌هایی که خودش کارگردانی کرده، یک کتاب نیز به نام لاله و پونه منتشر شده‌است.